من بهعنوان امام معتقدم نباید خانوادهٔ امام در امور دخیل باشد و نباید همسر من در معرض قرار گیرد؛ چون دلیلی نداریم که در حالت عادی همسران پیامبران و ائمه علیهمالسلام در معرض قرار گرفته باشند و در امور دخالت کنند. چه دلایلی برای همراهی همسر و خانوادهٔ امام با ایشان در زمینهٔ امامت مسجد و محله وجود دارد؟
از منظر اسلام، مسئله فوق از دو محور قابلبررسی است:
1. حضور زنان در عرصههای اجتماعی بهعنوان زن مسلمان.
2. حضور زنان در عرصههای اجتماعی بهعنوان همسر امام.
محور اول: حضور زنان در عرصههای اجتماعی به عنوان زن مسلمان
در پاسخ به محور اول، گرچه در جای خود به تفصیل بیان شده است، ولی در این زمینه میتوان به آیات نورانی قرآن، روایات اهلبیت علیهمالسلام و کلام امامین انقلاب استناد نمود.
قرآن کریم «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ».۱
قرآن کریم با استناد به آیهٔ مذکور، حضور اجتماعی زنان و مردان را بهطور برابر به رسمیت شناخته است. این برابری در تمام عرصههای اجتماعی از جمله امر به معروف و نهی از منکر، اقامهٔ نماز و رسیدگی به محرومین مشهود است، بهگونهای که هر عرصهای که برای مردان مجاز شمرده شده، برای زنان نیز مجاز دانسته شده است.
روایات اهلبیت
در محور دوم بهتفصیل به آن پرداخته میشود.
کلام امامین انقلاب
الف) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی در این خصوص فرمودهاند: «این تبلیغات است که اگر اسلام پیدا شد، مثلاً دیگر زنها باید بروند توی خانهها بنشینند، یک قفلی هم درش بزنند بیرون نیایند! [خندهٔ حضار] این چه حرف غلطی است که به اسلام نسبت میدهند. صدر اسلام زنها توی لشکرها هم بودند؛ توی میدانهای جنگ هم میرفتند... البته یک احکام خاص به مرد است که مناسب با مرد است؛ یک احکام خاص به زن است، مناسب با زن است. این نه این است که اسلام نسبت به زن و مرد فرقی گذاشته است. زن و مرد همه آزادند در اینکه دانشگاه بروند؛ آزادند در اینکه عرض میکنم رأی بدهند، رأی بگیرند.»۲
ب) امام خامنهای میفرمایند: «[عرصهٔ فعالیتهای اجتماعی] اعم از فعالیت اقتصادی، فعالیت سیاسی، فعالیت اجتماعی به معنای خاص، فعالیت علمی، درسخواندن، درس گفتن، تلاشکردن در راه خدا، مجاهدتکردن و همهٔ میدانهای زندگی در صحن جامعه [است]. در اینجا میان مرد و زن در اجازهٔ فعالیتهای متنوع در همهٔ میدانها، هیچ تفاوتی از نظر اسلام نیست. اگر کسی بگوید مرد میتواند درس بخواند، زن نمیتواند؛ مرد میتواند درس بگوید، زن نمیتواند؛ مرد میتواند فعالیت اقتصادی انجام دهد، زن نمیتواند؛ مرد میتواند فعالیت سیاسی کند، زن نمیتواند، منطق اسلام را بیان نکرده و برخلاف سخن اسلام حرف زده است. از نظر اسلام، در همهٔ این فعالیتهای مربوط به جامعهٔ بشری و فعالیتهای زندگی، زن و مرد دارای اجازهٔ مشترک و همسان هستند. البته بعضی از کارها هست که باب زنان نیست؛ چون با ترکیب جسمانی آنها تطبیق نمیکند. بعضی از کارها هم هست که باب مردان نیست؛ چون با وضع اخلاقی و جسمی آنها تطبیق نمیکند. این موضوع ربطی به این ندارد که زن میتواند در میدان فعالیتهای اجتماعی باشد یا نه. تقسیم کار، بر حسب امکانات و شوق و زمینههای اقتضایی این کار است.»۳
علاوه بر کلام امامین انقلاب، بسیاری از علما نیز حضور زنان در عرصههای اجتماعی را نشانهٔ بلوغ فکری و فرهنگی بانوان میدانند.۴
محور دوم: حضور زنان در عرصههای اجتماعی به عنوان همسر امام
خانواده و همسران اهلبیت علیهمالسلام بهعنوان خانوادهٔ اهلبیت، فعالیتهای اجتماعی متعددی داشتند که به برخی از آنها اشاره میگردد:
1. تدریس و تربیت شاگردان:
الف) فاطمه علیهاالسلام، دختر گرامی پیامبر خدا صلیالله علیه و آله، در منزل کلاسهای درس داشت و زنان مسلمان برای آگاهی یافتن در مورد مسائل دین خدمت ایشان میشتافتند و پاسخ سؤالاتشان را از ایشان میگرفتند.۵ در بعضی منابع، حتی بهرهوری علمی صحابهٔ خاص رسول خدا صلیالله علیه و آله از ایشان گزارش شده؛ چنانکه سلمان میگوید: خدمت حضرت زهرا (علیهاالسلام) رسیدم و خواهش کردم چیزی به من یاد دهد. ایشان دعای «نور» را به من تعلیم داد. من نیز آن دعا را به بیش از هزار نفر از اهالی مکه و مدینه آموزش دادم و منشأ آثار و برکات خوبی برای آنها شد.۶
ب) دربارهٔ زینب کبری علیهاالسلام نیز سیرهنویسان نوشتهاند: ایشان مجلسی خاص برای تفسیر قرآن داشتند که در آن به زنان آموزش میدادند.۷
ج) امام صادق (ع) نیز به تربیت، تعلیم و تهذیب جناب حمیده عنایت خاصی مبذول فرمودند؛ بهگونهای که آن بانو، عالم، فقیه و مربی نمونهای گردید و امام از ایشان خواست به تدریس و تعلیم و ارشاد زنان مسلمان بپردازد.۸
2. توجه به شعر و ادب:
در کنار مفاهیم عالیهٔ قرآن کریم، شعر از دیگر دانشهایی بود که موردتوجه این بزرگواران قرار میگرفت. سکینه، دختر گرامی امام حسین (علیهالسلام)، جلسات شعر و ادب داشت و شاعران نامی برای اصلاح اشعار و کسب فیض از سراسر بلاد اسلامی به خدمتش میشتافتند و از پشت پرده سؤالاتشان را از او میپرسیدند. گزارش شده جریر، کثیر، جمیل و احوص که از شعرای بزرگ زمان خود بودند، هرگاه که در شعر با هم اختلاف پیدا میکردند، دعوی به نزد ایشان میبردند؛ چراکه او دارای دانش و بصیرت بود.۹
3. پاسخگویی به سؤالات:
الف) در مورد فاطمه معصومه علیهاالسلام، دختر موسی بن جعفر (علیهالسلام) آمده: وی به علوم اسلامی و آل محمد صلیالله علیه و آله آگاهی داشت و آن را برای دیگران نقل میکرد. گفتهاند: روزی جمعی از شیعیان که قصد دیدار موسی بن جعفر علیهالسلام را داشتند به مدینه مشرف شدند، اما چون موسی بن جعفر علیهالسلام در [سفر] بودند، سؤالات خود را به حضرت معصومه علیهاالسلام نوشتند و جواب دریافت کردند.۱۰
ب) سوسن، مشهور به «جده» مادر امام حسن عسکری علیهالسلام، از دیگر زنانی بود که بعد از شهادت آن امام همام و آغاز غیبت صغرا، پاسخگوی سؤالات و مشکلات شیعیان بود. شرف و فضل این بانوی گرامی چنان بود که ایشان یکی از ابواب و واسطهها بین امت و امام غایب به شمار میآمد.۱۱
ج) حمیده، همسر امام صادق علیهالسلام، از دیگر زنانی بود که با بهرهگیری از مکتب اهلبیت علیهمالسلام در مقامات علمی به درجهای رسید که امام صادق (علیهالسلام) به بانوان میفرمود در مسائل احکام عملی به او رجوع کنند.۱۲ برای مثال، عبدالرحمن بن حجاج از امام صادق علیهالسلام پرسید: برای حج کودکی همراه ماست که تازهمتولدشده، چگونه او را مُحرم کنیم؟ امام علیهالسلام فرمودند: مادرش نزد حمیده برود و از او بپرسد. مادر طفل نزد حمیده آمد و مسئله را پرسید. حمیده فرمود: روز تَرویه (هشتم ذیحجه) لباسهایش را بیرون بیاورید و او را کاملاً بشویید و تمیز کنید، سپس او را محرم نمایید.۱۳
4. مباحثه علمی:
خدیجه، دختر امام جواد علیهالسلام، در یک مباحثهٔ علمی کلامی از ورای حجاب با احمد بن ابراهیم دربارهٔ غیبت امامزمان (عج) و نحوهٔ رجوع به ایشان در دوران غیبت، استدلالهای منطقی ارائه داد و بدینوسیله، به گروهی از شیعیان که بعد از غیبت دچار سرگردانی شده بودند اطمینان و آرامش خاطر داد.۱۴
5. روایت احادیث:
در کنار فعالیتهای آموزشی بانوان اهلبیت علیهمالسلام، شماری از زنان این خاندان بهعنوان حدیثدان و راوی حدیث نقش آفریدند و بدینوسیله، حلقهٔ اتصالی شدند برای حفظ قسمتهایی از سیرهٔ معصومان علیهمالسلام که عمدتاً یا شاهد آن بودند و یا با یک واسطه آن را شنیده بودند.
الف) در منابع روایی، از فاطمه علیهاالسلام روایات مختلفی ضبط شده است.
ب) زینب کبری علیهاالسلام نیز در شمار راویان حدیث است. وی از مادرش فاطمه علیهاالسلام و اسماء بنت عمیس حدیث نقل نمود. محمد بن عمرو، عطاء بن السائب، فاطمه بنت الحسین، جابر بن عبدالله انصاری و برخی دیگر، از وی روایت نمودهاند.۱۵
ج) کلینی در ضبط نام راویان، از ام فروه مادر امام صادق علیهالسلام نامبرده است.۱۶
د) حمیده، مادربزرگوار امام کاظم علیهالسلام در ضمن روایتی، آخرین وصیت امام صادق علیهالسلام را ضبط نموده است؛ چنانکه ابوبصیر میگوید: به حمیده بهخاطر وفات امام صادق علیهالسلام تسلیت گفتم. او گریست، من نیز از گریهٔ او گریستم. آنگاه گفت: ای ابا محمد! اگر هنگام وفات آن حضرت حاضر بودی چیز عجیبی از او میدیدی. هنگام وفات چشمانش را بازکرده و فرمود: خویشانم را جمع کنید. ما نیز همهٔ خویشان را جمع کردیم. او نگاهی به آنان انداخت و فرمود: بهراستی که شفاعت ما به کسی که به نماز اهمیت نمیدهد نمیرسد.۱۷
6. حضور در عرصه سیاسی:
الف) مهمترین و باشکوهترین جلوههای فعالیتهای سیاسیاجتماعی فاطمه علیهاالسلام را شاید بتوان در دو موقعیت به تصویر کشید: یکی در زمان حیات پیامبر صلیالله علیه و آله و حمایتهای گسترده از پدر و امر رسالت و حتی مداوای مجروحان و تلاش برای امدادرسانی به مسلمانان در پشتجبههها، و دیگری در زمان بعد از رحلت آن بزرگوار، در جهت تبیین مقام امامت و دفاع از حق علی علیهالسلام برای خلافت. فعالیتهای مزبور در واقع، در راستای تبلیغ دین اسلام، دفاع مشروع از حقوق مشروع اهلبیت علیهمالسلام و تلاش برای بازگرداندن مردم به سرچشمههای هدایت بود.۱۸
ب) فعالیتهای سیاسیاجتماعی حضرت زینب علیهاالسلام نیز در حوادث بعد از عاشورا بر کسی پوشیده نیست. وی چنان سرافراز از عهدهٔ تمام وظایفی که امام حسین علیهالسلام بر دوشش نهادند برآمد که امام سجاد علیهالسلام خطاب به ایشان فرمودند: «أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَةٍ وَ فَهِمَةٌ غَيْرُ مُفَهَّمَةٍ». دقت در فحوای خطابههای این بانوی بزرگوار، احاطهٔ علمی و عملی ایشان بر قرآن کریم و روایات جدش رسول گرامی خدا صلیالله علیه و آله را میرساند. وی در همین خطابهها مقام و شأن اهلبیت علیهمالسلام را به تصویر میکشد و حقانیت آنها را اثبات میکند و زمینه را برای انقلاب و تحرک سیاسیاجتماعی علیه دستگاه ظالم بنیامیه فراهم مینماید.۱۹
ج) خطبههای غرای فاطمه دختر امام حسین (علیهالسلام) و نیز امکلثوم (س) در جریان نهضت عاشورا در اثبات حقانیت اهلبیت علیهمالسلام و هدایتگری مردم توسط آنها بسیار مؤثر بوده است.
۷. پذیرش مسئولیت:
الف) یکی از وکلای امام صادق (علیهالسلام)، حضرت حمیده بود. ایشان حقوق مالی مردم مدینه را قسمت مینمودند. در منابع در این باره آمده است: «کُلَّما اَرادَ الاِمامُ الصّادِقُ تَقسیمَ حُقوقِ اَهلِ المَدینَةِ اَعطاها لِأُمِّهِ اُمِّ فَروَة وَ زَوجَتِهِ حَمیدَةَ المُصَفّاة»۲۰
ب) امام حسن عسکری (علیهالسلام) مادربزرگوارشان را بهعنوان وصی خویش انتخاب نمودند. جالب اینجاست که بدانیم ایشان بعد از اطلاع از شهادت امام حسن عسکری (علیهالسلام) به سامرا سفر کرد و چون دید جعفر کذاب ادعای ارث امام عسکری را میکند، به او اعتراض کرد و حتی برای اثبات ادعای خود نزد قاضی ابوالشوارب رفت و بدینوسیله، جعفر کذاب را محکوم نمود.۲۱
نکته:
از مطالب فوق بهدست میآید حضور همسر و خانوادهٔ امام در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی مسجد بهعنوان «معینة الامام» بلامانع، بلکه مورد تحسین است. البته برای حضور در این عرصهها اصولی وجود دارد که مراعات آن لازم است:
۱. حفظ حجاب. ۲. پرهیز از اختلاط با نامحرم. ۳. عفاف در گفتار و پرهیز از گفتگوی لهو با نامحرم (مانند شوخیکردن). ۴. رعایت اولویت همسرداری و تربیت فرزند بر فعالیتهای اجتماعی.
هنوز دیدگاهی برای این مسئله ثبت نشده است.