فعالیتهای اقتصادی و تولید ثروت برای خانوادهٔ امام – حتی در مواردی که درآمد بالایی دارند – اشکال ندارد ؛ مشروط به رعایت حدود زیر:
۱. رعایت حدود شرعی در آنها.
۲. عدم استفاده از رانت، پارتیبازی یا موقعیت امام و مسجد.
۳. پرهیز از تجملگرایی و نمایش ثروت.
ضمناً، رعایت نکات زیر موجب کاهش بیشتر آسیبها خواهد بود:
۱. نظارت کامل امام بر فعالیتهای اقتصادی خانوادهٔ خود برای جلوگیری از انحرافات احتمالی.
۲. مراعات عرف محله و شأن امام جماعت در فعالیتهای اقتصادی.
۳. اهل کارهای خیر، بذل و بخشش بودن خانوادهٔ امام در محل اقامت امام، و پرهیز از سبک زندگی که بوی دنیاگرایی و مالدوستی بدهد.
۴. پنهان کردن فعالیتها و ثروت خانوادهٔ امام در صورتی که نشانهٔ تجملگرایی باشد (از منظر اهالی محل)، اما اگر باعث ایجاد اشتغال و خدمترسانی به اهل محل شود، اشکالی ندارد.
۵. اعلام اینکه اگر خانوادهٔ امام جزء ثروتمندان جامعه است، سرمایهٔ آنان از مسجد نیست.
۶. اظهار تبری علنی از فعالیتهای اقتصادی خانوادهٔ امام در جمع مردم، در مواردی که این فعالیتها برخلاف شرع یا عرف محل باشد و تذکرات خصوصی مؤثر واقع نشود.
پاورقیها روزی امام صادق علیهالسلام از امیرمؤمنان علی علیهالسلام یاد کرد و فرمود: «کان امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه، یضرب بالمر، و یستخرج الارضین… و ان امیرالمؤمنین اعتق الف مملوک من ماله و کد یده» (فروع کافى، ج۵، ص۷۴). امیرمؤمنان علی علیهالسلام – صلوات خدا بر او باد – در زمین بیل میزد و مواهب زمین را با کشاورزی و رنج و زحمت خارج میکرد. همانا امیرمؤمنان علیهالسلام هزار برده را از مال شخصی خود و از حاصل دسترنج خود خرید و آزاد کرد… در روایت دیگری آمده است: آن حضرت از دسترنج خود در عصر رسول خدا صلیالله علیه و آله هزار برده خرید و آزاد نمود (بحارالانوار، ج۴۱، ص۱۳۹). روزی حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام جامهٔ زبر کارگری بر تن و بیل در دست داشت و در بوستان خویش سرگرم کار کردن و بیل زدن بود؛ چنان فعالیت کرده بود که سراپایش را عرق گرفته بود. در همین حال، اتفاقاً مردی به نام ابو عمرو شیبانی وارد شد و امام را در آن رنج و تعب مشاهده کرد. پیش خود گفت شاید علت این که امام شخصاً بیل به دست گرفته و متصدی کار شده، این است که کسی دیگر نبوده تا انجام دهد و امام از روی ناچاری خودش بیل را به دست گرفته و مشغول کار شده است. لهذا جلو آمد و عرض کرد: «این بیل را به من بدهید تا من این کار را انجام دهم.» امام حاضر نشد و فرمود: «نمیدهم.» بعد برای آن که به طرف بفهماند بیل به دست گرفتن من روی اجبار و ناچاری نبود، فرمود: «من بهطور کلی دوست میدارم که مرد در راه تحصیل روزی رنج بکشد و آفتاب بخورد» (کتاب حکمتها و اندرزها، شهید مطهری، صص ۱۹۹ و ۲۰۱). یعنی از راه حلال باشد؛ مثلاً ربوی یا پولشویی یا از راه شرکتهای هرمی و غیره نباشد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «أنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِكَ و أهلِكَ و خاصَّتِكَ و مَن لكَ فيهِ هَوىً، اعدِلْ فى العَدُوِّ و الصَّديقِ» (غررالحکم، ح ۲۴۰، ۳). با مردم به انصاف رفتار کن در برابر خودت و خانوادهات و نزدیکانت و هر کسی را که دوست داری، و در دشمن و دوست به عدالت رفتار نما. مثلاً از املاک و مغازههای مسجد استفاده نکند یا با معرفینامهٔ مسجد امتیاز خاصی نگیرند. مانور ثروت با توجه به محلات مختلف متفاوت است؛ مثلاً در برخی روستاها استفاده از خودروهای ایرانی متوسط به بالا (همچون تندر۹۰) و در شهرهای بزرگ استفاده از خودروهای لوکس خارجی مانور ثروت به حساب میآید. عرف برخی محلات بعضی مشاغل را برای خانوادهٔ امام نمیپسندد؛ مثلاً بیشتر مردم مشاغلی همچون گیمنت، فروش لوازم آرایشی، مزون لباس عروس، ایجاد قهوهخانه و کافیشاپ (که محل اختلاط دختران و پسران نامحرم است) یا در شهرهای کوچک خرید و فروش ماشینهای لوکس و برجسازی را دور از شأن فرزندان امام میدانند و نمیپسندند که خانوادهٔ امام به عنوان مرفهین و اشراف جامعه شناخته شوند. عدهای از خیرین و ثروتمندان برای انفاق کردن، افراد غریبه را بر خویشان و فقرای شهرهای دیگر را بر فقرای شهر و محلهٔ خود ترجیح میدهند؛ در حالی که در روایات اهلبیت و فتاوای مراجع تقلید خلاف این رویه توصیه شده است؛ مانند روایت: «قال رسول اللَّه صلیالله عليه و آله: خمس تمرات. أو خمس قرص أو دنانير أو دراهم. يملكها الإنسان- و هو يريد أن يمضيها-. فأفضلها: ما أنفقه الإنسان على والديه ثمّ الثانية: على نفسه و عياله. ثمّ الثالثة: على قرابته الفقراء ثمّ الرابعة: على جيرانه الفقراء. ثمّ الخامسة: في سبيل اللَّه و هو أخسّها أجراً…» (الكافي، ج۵، ص ۶۶ و تحفالعقول، ص ۳۵۰). پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله فرمود: اگر شخصی دارای مال و ثروت و امکاناتی باشد و بخواهد آنها را خرج کند و به کار ببرد، بهترین مورد صرف و خرج آنها – در مرحلهٔ اول – نفقه دادن به والدین و خرج کردن برای آنهاست. مرحلهٔ دوم: خرج کردن برای خود و خانوادهاش. مرحلهٔ سوم: خرج کردن برای خویشان و نزدیکانی که فقیر هستند. مرحلهٔ چهارم: خرج کردن برای همسایگانی که فقیر میباشند و در مرحلهٔ پنجم: راههای دیگری که مورد رضای خداست و اجر و ثواب این مرحله کمتر از باقی مراحل است. همچنین پیامبر بزرگوار اسلام دربارهٔ مردی که در هنگام مرگ همهٔ اموال و دارایی خود را بخشیده و غلامان خود را آزاد کرده بود، چنین فرمود: «اگر قبل از این که او را دفن کنند، میدانستم، نمیگذاشتم که او را در قبرستان مسلمانان دفن کنند؛ چون بندههای خود را آزاد کرد و اموال خود را بخشید، ولی اطفال کوچک و عیال خود را به حال خود رها کرد که از مردم تقاضا کنند» (معراج السعاده، ص ۲۲۳). نظر مرحوم امام خمینی ره دربارهٔ مصرف زکات فطره در تحریرالوسیلة (ج۱، ص ۳۱۹) چنین آمده است: «مسئلة ۳ ـ الأحوط عدم نقلها بعد العزل الی بلد آخر مع وجود المستحق.» بنابراین، در صورتی که در شهر مستحق وجود داشته باشد، به احتیاط واجب زکات فطره را بعد از جدا کردن نمیتوان به جای دیگر انتقال داد. مثلاً اگر برج یا ویلاهای لوکس دارد، حتیالمقدور در محل یا شهر دیگری باشد؛ اما احداث کارخانه یا کارگاه یا شرکت و غیره در محل – که جوانان در آن مشغول به کار شدهاند – اشکالی ندارد. طریقهٔ بیان این نکته بسیار مهم است؛ مثلاً بگوید این فعالیتهای اقتصادی ارتباطی با من ندارد یا ایشان از خانوادههای متمول بوده و از طریق ارث به این ثروت رسیدهاند و از بهکارگیری ادبیاتی نظیر «بهخاطر نخبگی و فعالیت خودشان (ژن خوب) به اینجا رسیدهاند» پرهیز نماید. مانند اظهار تبری حضرات آیات جنتی، محمدی گیلانی و خزعلی از فرزندان منحرف خود که به یک نمونه اشاره میکنیم. مرحوم آیتالله خزعلی در بخشی از بیانیهای که در اظهار تبری از فرزند خود صادر نمودند، فرمودند: «ملت انقلابی عزیز همیشه در صحنهٔ ما بدانند او از ما جدا هست و هر چه از من نقل کند، نپذیرند. با من ارتباطی ندارد، ولی الان هم دعا میکنم خداوند به او توفیق دهد که از راه انحرافی که پیش گرفته است برگردد؛ وگرنه خداوند مقتدر، اسلام و انقلاب و امام و رهبر و رئیسجمهور و مسلمین عزیز را از شر او مصون و محفوظ بفرماید.»