وقتی مردم را ترغیب
به وقف میکنند، برخی از آنان میگویند:
بهتر نیست به جای ترغیب مردم به وقف کردن، موقوفات موجود
را احیا کنید؟ یا میگویند: وقف
کردن اشتباه است؛ چون آنها که وقف کردهاند،
الآن موقوفاتشان به مبلغ ناچیزی اجاره داده میشود
و در واقع سود آن را مستأجران آن املاک میبرند. به همین دلیل
به سازمان اوقاف اعتماد ندارند. در این موارد چه کنیم؟
راهکار اصلی برای حل معضل فوق، اصلاح ذهنیت مردم با استفاده از روشهای زیر است:
۱. معرفی موفقیتهای سازمان اوقاف در احیا و ادارۀ موقوفات. علیرغم وجود برخی کاستیها و اشتباهات در سازمان اوقاف، موقوفات زیادی وجود دارد که با تدبیر مناسب این سازمان آثار و برکات زیادی در جامعه ایجاد نموده است. معرفی آنها توسط امام در اصلاح ذهنیت مردم بسیار مؤثر است. ۱
۲. پاسخ به شبهات و شایعات. وجود شایعات و شبهات پیرامون موقوفات، خصوصاً مواردی که در محله مطرح است، از موانع اصلی ترغیب مردم به وقف میباشد. اگر امام به موقع و دقیق به آنها پاسخ دهد و شفافسازی نماید، زمینۀ اصلاح ذهنیت آنان را فراهم نموده است. ۲
3. بیان موانع احیا و ادارۀ موقوفات. در بسیاری از موارد اجرا نشدن نیت واقف مربوط به عواملی است که خارج از توان سازمان اوقاف و امور خیریه میباشد. از این رو لازم است امام با بیان این عوامل به اصلاح ذهنیت مردم بپردازد. اما برخی از این عوامل:
الف) عدم تحقق وقف شرعی. در بعضی از مناطق بین مردم معروف است که فلان ملک وقفی است، اما کسانی که آن ملک را در اختیار دارند، هزینهای را بابت تصرف آن به ادارۀ اوقاف نمیپردازند؛ چراکه معتقدند وقف از ابتدا باطل بوده است؛ زیرا واقف ملک دیگران را وقف کرده است و عدم اطلاع مردم باعث بدنام شدن ادارۀ اوقاف شده است. مانند موقوفات سلاطین و حکام که مردم محلی بر این باورند که این موقوفات با قدرت و زور از مردم گرفته شده و وقف شدهاند؛ مثل موقوفۀ قیدار نبی، یا موقوفات ملایر که متعلق به نوادگان فتحعلیشاه است.
ب) اجارۀ طولانی مدت، فروش سرقفلی و تملیک اعیان. در بسیاری از موارد اجارۀ طولانی مدت توسط واقف یا متولی وقف در زمانی صورت گرفته که ثبات اقتصادی بر کشور حکمفرما بوده و هر سال دچار تورم نمیشده است، یا واقف اجازۀ ساخت و ساز در زمین وقفی را به متصرف در آن زمین داده است و هماکنون ملکیت آن اعیان متعلق به متصرفان است و تحت عنوان سرقفلی خرید و فروش میشود که با احکام شرعی منافات ندارد.
همین امر باعث شده که سازمان اوقاف، یا متولی وقف عملاً حق هیچگونه دخل و تصرفی ـ مگر بسیار جزئی ـ در آن موقوفه نداشته باشد.
ج) نحوۀ نوشتن وقفنامه. در بعضی از موارد وقفنامه به صورتی نوشته شده که میتوان برداشتها و تفسیرهای گوناگونی از آن نمود و این امر زمینۀ سوء استفاده از موقوفات را فراهم میکند؛ مانند وجود ابهام و عدم شفافیت در وقفنامهها و دقت نکردن در تعیین متولی. ۳
هنوز دیدگاهی برای این مسئله ثبت نشده است.