۱. تبیین ضرورت اخلاص در کارهای خیر و آثار آن.
۲. بیان اولویت نیازهای مسجد و چرایی آن به مردم.
3. مشارکت دادن مردم در امور فرهنگی.
اگر مردم متناسب
با استعداد و توانایی خود در امور فرهنگی مشارکت داشته باشند، ضرورت و نیاز فعالیت های فرهنگی را بیشتر درک نموده و کمک های
بیشتری برای این فعالیت ها خواهند نمود.
4. نشان دادن آثار فعالیت های فرهنگی و پیامد ترک آن به مردم. به عنوان نمونه:
بیان آثار معنوی فعالیت های
فرهنگی
و پیامدهای ترک آن در متون دینی.
نشان دادن مساجد فعال فرهنگی.
دعوت و تشویق
خیرین فرهنگی مساجد برای تشریح آثار فعالیت های خود.
مقایسه آثار کارهای
فرهنگی، با کارهای دیگر.
تبیین فعالیت های شبانه روزی دشمنان در منحرف کردن
جوامع اسلامی خصوصاً جوانان.
بیان نیازهای
فرهنگی مسجد به صورت جزئی و عینی.
پیوند زدن به
امور مقدس و مورد علاقه.
در بین مردم امور
مقدس و مورد علاقه ای از جمله اموات و شهدا و اماکن مقدسه و...
وجود دارد که می توان در ترغیب به کمک های
فرهنگی از آن ها استفاده نمود.
به وسیله تصاویر، کلیپ و روزنامهٔ دیواری، یا شبکه های مجازی، روند کارهای فرهنگی و ثمرات آن به مردم نشان داده شود.
در حین برگزاری
کلاس های آموزشی و مراسم فرهنگی از خیرین دعوت شود و ضمن
تکریم آنان، اموری را که نیاز به مساعدت دارد برای ایشان تشریح نماید.
در
اردوهای زیارتی با خیرین تماس و از روند برگزاری اردو گزارش مختصری داده شود و حس
معنوی و برکات آن بیان گردد. پاورقیها مثلاً بیان این مطلب که اگر کلاسهای آموزشی برای نوجوانان برگزار نشود، آنها منحرف و به فساد کشیده میشوند؛ اما اگر مسجد گلدسته نداشته باشد، یا محراب آن کاشی کاری نشده باشد، مشکل خاصی پیش نمیآید. از آن جمله آثار هدایتگری و فعالیتهای فرهنگی در روایات است که در اینجا به بیان چند روایت در این باره میپردازیم: 1) «ابوبصیر میگوید: از امام باقر؟ع؟ در بارهٔ آیۀ <وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً>؛ «و هر کس انسانى را از مرگ رهایى بخشد، چنان است که گویى همهٔ مردم را زنده کرده است» پرسیدم. حضرت فرمودند: یعنی «مَنِ استَخرَجَها مِن الكُفرِ إلى الإيمانِ؛ کسى که دیگرى را از کفر به ایمان درآورد.» (تفسیر العیاشی، ج1، ص 313؛ بحار الأنوار، ج ۲، ص ۲۱، ح ۶۱). 2) پیامبر خدا؟ص؟ هنگامى که على؟ع؟ را به یمن فرستادند فرمودند: «يا عليُّ، لا تُقاتِلَنَّ أحَدا حتّى تَدعُوَهُ، و ايمُ اللّه ِ لَأن يَهدي اللّه ُعلى يَدَيكَ رجُلاً خَيرٌ لَكَ مِمّا طَلَعَت علَيهِ الشَّمسُ و غَرَبَت، و لَكَ وَلاؤهُ يا عليُّ؛ اى على! هرگز با کسى جنگ مکن مگر اینکه قبلاً او را به اسلام دعوت کرده باشى که به خدا سوگند، اگر خداوند کسى را به دست تو هدایت کند برایت بهتر است از آنچه آفتاب بر آن طلوع و غروب میکند؛ و تو بر شخص هدایت شده ولایت دارى، اى على.» .» (الکافی، ج ۵، ص ۲۸، ح ۴). 3) «وَ رُوِیَ أَنَّ دَاوُدَ ؟ع؟ خَرَجَ مُصْحِراً مُنْفَرِداً فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ یَا دَاوُدُ مَا لِی أَرَاکَ وَحْدَانِیّاً فَقَالَ إِلَهِی اشْتَدَّ الشَّوْقُ مِنِّی إِلَی لِقَائِکَ وَ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ خَلْقُکَ فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ ارْجِعْ إِلَیْهِمْ فَإِنَّکَ إِنْ تَأْتِنِی بِعَبْدٍ آبِقٍ أُثْبِتْکَ فِی اللَّوْحِ حَمِیداً؛ روایت شده که داود تنها به سوی صحرا روان شد. پس خدا بدو وحى فرستاد که اى داود! چرا تو را تنها مىبینم؟ عرض کرد: بارالها! سخت شوق دیدار تو را دارم. بین من و آفریدگانت فاصله بینداز. خطاب رسید: برگرد به سوی بندگانم که اگر تو یک بندۀ گریزپای مرا هدایت کنى و به سوی من بیاورى، تو را در لوح جزء بندگان نیک ثبت مىکنم و مىنویسم.» (بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۴۰ و ۴۱). 4) «إنَّ عَبدَالرَّحمنِ السُّلَمِيَّ عَلَّمَ وَلَدَ الحُسَينِ؟ع؟ الحَمدَ، فَلَمّا قَرَأَها عَلى أبيهِ أعطاهُ ألفَ دينارٍ وألفَ حُلَّةٍ وحَشا فاهُ دُرًّا. فَقيلَ لَهُ في ذلِكَ. قالَ: وأينَ يَقَعُ هذا مِن عَطائِهِ؛ عبدالرحمان سُلَمى به فرزند امام حسین؟ع؟ سورۀ حمد را آموخت. هنگامى که آن را براى پدرش امام حسین؟ع؟ خواند، حضرت هزار دینار و هزار جامۀ زربفت به عبدالرحمان بخشید و دهانش را پُر از دُر کرد. برخی در اعتراض به این کار امام؟ع؟ چیزهایى به طعنه میگفتند. امام حسین؟ع؟ فرمود: عطاى من (دینار و جامه) کجا و عطاى او (آموختن حمد) کجا؟» (مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۶۶). 5) مرحوم صدوق در کتاب عیون اخبار الرضا؟ع؟ نقل میکند: «وقتی دعبل خزائی اشعار معروف به قصیدۀ تائیه را در وصف اهلبیت؟عهم؟ سروده و در محضر حضرت امام رضا؟ع؟ قرائت کرد، حضرت به دعبل فرمودند: همینجا باش! داخل اندرون شدند؛ پس از ساعتی، غلامی صد دینار مسکوک به نام خود حضرت، برایش آورد و گفت: آقا میفرمایند: برای مخارجت نگهدار. دعبل گفت: به خدا قسم! این قصیده را به طمع صله گرفتن نسرودهام؛ کیسه را بازگردانید و درخواست کرد تا در صورت امکان، آن حضرت یکی از جامههای خود را برای تبرک جستن به او مرحمت فرمایند. امام؟ع؟ کیسه پول را با یک جُبۀ خز، برای او فرستادند و فرمودند: به این پول نیاز خواهی داشت؛ دیگر برنگردان.» (عیون اخبار الرضا؟ع؟، ج ۲، ص ۶۳۲). 6) امام حسن؟ع؟ فرمودند: «فَضلُ كافِلِ يَتيمِ آلِ محمّدٍ المُنقَطِعِ عَن مَوالِيهِ النّاشِبِ في رُتبَهِٔ الجَهلِ يُخرِجُهُ مِن جَهلِهِ، و يُوضِحُ لَهُ ما اشتَبَهَ علَيهِ على فَضلِ كافِلِ يَتيمٍ يُطعِمُهُ و يَسقيهِ، كَفَضلِ الشَّمسِ علَى السُّهى؛ برترى کسى که یتیم آل محمّد را که از سرپرستان خود جدا شده و در جهل فرورفته است سرپرستى کند و او را از جهل بیرون آورد و امور مشتبه را براى او روشن سازد، بر کسى که یتیمى را سرپرستى کند و به او آب و غذا دهد، مانند برترى خورشید بر ستارۀ سُهى (ستارۀ کوچکى است از ستارگان دبّ اکبر) است. (السُها: کوکب صغیر قریب من النجم الأوسط من الأنجم الثلاثهٔ من بنات نعش، مجمع البحرین،ج 2، ص 899 و بحار الأنوار، ج 2، ص 3، ح 4.) چنانچه خداوند متعال در رابطه با حضرت یونس میفرماید: <وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ>؛ «و صاحب ماهی [حضرت یونس] را [یاد کن] زمانی که خشمناک [از میان قومش] رفت و گمان کرد که ما [زندگی را] بر او تنگ نخواهیم گرفت، پس در تاریکیها [ی شب، زیر آب، و دل ماهی] ندا داد که معبودی جز تو نیست، تو از هر عیب و نقصی منزّهی، همانا من از ستمکارانم. (سورهٔ انبیاء، آیۀ ۸۷). در تفسیر این آیه آمده است: «یونس گمان میکرد تمام رسالت خویش را در میان قوم نافرمانش انجام داده است و حتى ترکِ اولایی در این زمینه نکرده است، و اکنون که آنها را به حال خود رها کرده و بیرون مىرود، چیزى بر او نیست؛ در حالى که بهتر این بود که بیش از این در میان آنها بماند و صبر و استقامت به خرج دهد و دندان بر جگر بفشارد، شاید بیدار شوند و به سوى خدا آیند. سرانجام به خاطر همین ترکِ اَوْلی او را در فشار قرار دادیم، نهنگ عظیمى او را بلعید. و او در آن ظلمتهاى متراکم صدا زد: <لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِين>؛ «خداوندا! جز تو معبودى نیست. خداوندا! پاک و منزهى، من از ستمکاران بودم!» هم بر خویش ستم کردم و هم بر قوم خودم، مىبایست بیش از این ناملایمات و شداید و سختیها را پذیرا مىشدم، تن به همهٔ شکنجهها مىدادم شاید آنها به راه آیند.» (تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۴۸۵). با مساجد فعال فرهنگی و مؤمنان و خیرین محله هماهنگ شود تا فعالیتهای مساجد فعال و آثار و برکات آن را از نزدیک مشاهده کنند. این کار علاوه بر قابل مشاهده نمودن و آگاهی بخشی نسبت به آثار فعالیتهای فرهنگی، برکات دیگری نیز دارد از جمله: ۱. تکریم و تشکر از خیرین ۲. فرهنگسازی و تشویق دیگران برای کمکهای فرهنگی. مثلاً بیان شود: کمک برای تهیه جهیزیه بسیار خوب است، اما با یک دهم هزینهای که برای تهیهٔ جهیزیه میشود، میتوان با فرهنگسازی و آموزش مسائل خانواده بسیاری از خانوادهها را از خطر فروپاشی و طلاق نجات داد. در همین زمینه حجتالاسلام ماندگاری از قول مرحوم علامه جعفری میگفتند: «اگر یک دهم هزینهای که برای شکمهای گرسنه خرج میشود، برای روحهای گرسنه خرج شود، دیگر شکمهای گرسنه باقی نمیماند.» دشمن در منحرف کردن جوامع اسلامی و ترویج فساد و انحرافات فکری و اعتقادی به ویژه در آخرالزمان از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند؛ چنانکه مرحوم سید ابن طاووس در مورد اتفاقات قبل از ظهور نقل میکند: «أظلتکم فتنهٔ کقطع اللیل المظلم لا یبقی بیت من بیوت المسلمین بین المشرق و المغرب الا دخلته؛ فتنهای چون شب تاریک، شما را فرا خواهد گرفت که ما بین مشرق و مغرب خانهای از مسلمین باقی نمیماند مگر اینکه فتنه داخل آن خانه میشود. » (الملاحم و الفتن، ص ۴۸.) برای تبیین فعالیتهای دشمن در زمینه تهاجم فرهنگی، یکی از بهترین روشها برگزاری نمایشگاههایی با این موضوع است. مثلاً در امور فرهنگی نیز پیشنهاد شود، هر نفر هزینۀ کلاسهای فرهنگی یک نوجوان را در تابستان بر عهده بگیرد یا کمکهزینۀ سفر زیارتی یک نوجوان را عهدهدار شود یا برای تجهیز کتابخانه هر نفر هزینۀ خرید یک جلد کتاب را پرداخت نماید. مثلاً گفته شود: به نیت اموات خود هزینۀ سفر یک نفر به کربلا، یا مشهد را پرداخت نمایید. یا به خانواده شهدا گفته شود: شهید شما خیلی دوست داشت به کربلا برود، الآن هزینۀ سفر یک نفر را برای سفر کربلا تقبل نمایید. یا در هیئت گفته شود شهدا خیلی دوست داشتند به کربلا بروند، اما نتوانستند و ما مدیون شهدا هستیم، بیایید به نیت هر شهید هزینۀ یک نفر را که تا کنون به کربلا نرفته پرداخت کنیم. همچنین برای تأثیر بیشتر گفته شود، هر کسی به نیابت از هر شهیدی که به کربلا میرود، با خانوادهٔ آن شهید دیدار کند و زندگینامۀ آن شهید را بخواند. همچنین استفاده از کارت هدیهٔ بانکی که نام شهید یا اموات بانی بر روی آن درج شده است. در این زمینه میتوان بستهای از محصولات فرهنگی مسجد را درب منازل اهالی محل تحویل داد.